جستجو
  
ثبت نام كاربر      ورود به سايت
کلامی خواندنی

سایت  درحال تکمیل است

مقاله ماه

 

 

ادامه مطلب از صفحه اصلی

قانون اول: تمامی رفتارها و عادات ما، مرکب از چند جزء هستند.

 تحقیقات انجام شده  توسط دکتر روانشناس " جیمز پروچاسکا"، متخصص معروف جهانی در موضوع " تغییر طرح ریزی شده" ، به دفعات نشان داده است که تغییر، فرآیندی است که به صورت مرحله به مرحله انجام میشود.

برای افزایش احتمال موفقیت در تغییر، رفتار مورد نظر را به بخشهای مجزای متوالی تقسیم کنید.

استراتژی: رفتار را به بخشهای مجزا تجزیه و تفکیک کنید.

تقریبا تمامی رفتارها قابل شکسته شدن و تقسیم شدن هستند.رفتار مورد نظرتان را به بخشهای کوچکتر (ولی کامل)  تجزیه کنید.

 

قانون دوم: تغییر باعث احساس ترس و هراس می شود.

معمولا همه ی ما به طور طبیعی در برابر تغییر مقاومت می کنیم، اما این ترس از تغییر - صرف نظر از اینکه عادات یا رفتارهای ما تا چه اندازه بد یا غلط باشند- نتیجه ای جز چسبیدن به رفتار نادرست و ادامه دادن آن نخواهد داشت .اگر به عواقب رفتار بیندیشیم، می بینیم عواقب رفتار غلط چه بسا هراس انگیز تر از اعمال تغییر است.با عمل به استراتژی های زیر با ترس مبارزه کنید.

استراتژی: نتایج و پی آمدهای رفتار را بسنجید.

تمامی نتایج و پی آمدهای ممکن برای رفتار مورد نظر خود را مقایسه کنید ، وضعیت فعلی خود را و رفتار یا وضعیت دلخواهی که به دنبال رسیدن به آن هستید.اگررفتار جدید نتایج مثبت بیشتری به همراه دارد پس ترس شما از وضعیت تازه دلیلی ندارد.

 استراتژی : ناظران را برای دیدن تغییر رفتارتان به مرور آماده کنید.

رفتارهای جدید ممکن است ناظران را متعجب کرده یا بترساند. پس دقت کنید که تغییر رفتار را به آرامی اعمال کنید.

استراتژی: واقع بین باشید.

مسلما اهداف غیرواقعی ترس را افزایش می دهند،چون تحقق آنها به احتمال قریب به یقین نا ممکن است .ترس و واهمه احتمال شکست را بالا می برد،.پس واقع بین باشید.اگر سعی کنید ریشه رفتار را پیدا کنید، واقع بینانه تر با آن برخورد خواهید کرد.

 

قانون سوم:در روند تغییر،همه چیز باید مثبت باشد.

همانطور که تحقیقات اخیر نشان میدهند، برای ایجاد تغییر دائمی و موثر، تشویق و تجدید قوا-(هرگز تنبیه را به کار نبرید)-ضروری است. تشویق ممکن است  درونی یا بیرونی و یا حتی خارج از محدوده رفتار مورد نظرو بدون ارتباط مستقیم با آن باشد. طبق نظر دکتر کارول سانسون پروفسور روانشناس از دانشگاه یوتاه ، به عنوان مثال خرید هدیه برای خود می تواند یک نوع تشویق مناسب باشد. پس برای آنکه در روند تغییر همه چیز مثبت  باشد، استراتژی های زیر را مد نظر قرار دهید:

استراتژی: از فعالیت خود در راه تغییر لذت ببرید.

برای اینکار هر عملی را که در مسیر تغییر انجام می دهید، تبدیل به یک فعالیت لذت بخش کنید.دقت کنید که حتی فعالیتهای جنبی مربوط به رفتارمورد نظرنیز، می تواند لذت بخش باشد، سعی کنید از آنها لذت ببرید.

استراتژی: نتایج  کارتان را تحسین کنید.

فعالیتی که نتیجه نهایی آن رضایت یا تحسینی به دنبال ندارد نمی تواند لذت بخش باشد.به عنوان مثال من از نظافت آشپزخانه بیزارم اما این کار را انجام می دهم چون از تماشای یک آشپزخانه تمیز لذت می برم.پس نتیجه تحسین برانگیز کارم، جنبه های مثبت تغییر را تقویت خواهد کرد.

استراتژی: به خودتان پاداش بدهید.

پاداش ها و تشویق های فرعی و نا مربوط  پاداشهایی هستند که مستقیما به خود فعالیت یا تکمیل آن مرتبط نمی شوند.یک کارگر ممکن است از کار روزانه در کارخانه ناراضی باشد ولی برای دریافت یک مزد خوب به کار ادامه میدهد.پاداشهای فرعی را نیز مد نظر بگیرید.

مثلا ممکن است شما برای وقت شناس شدن در حال تمرین باشید و به عنوان تشویق هر بار که به هدف نزدیکتر می شوید مبلغی پول را به عنوان جایزه در قلکی که مربوط به هزینه های یک سفر دلخواه یا خرید یک وسیله جالب تهیه کرده اید، بریزید.

 

قانون چهارم: فراموش نکنید که : بودن، ساده تر از  شدن است.

در کلاس کاراته من که 20 نفر شاگرد در آن شرکت داشتند استاد در بین دستورات و تمرینات طاقت فرسا فریاد می زد:  "نا برده رنج ،گنج میسر نمی شود.". پس از چهار هفته تنها سه شاگرد در کلاس  باقی ماندند!

تغییراگر نامساعد باشد،بیشتر صدمه زننده خواهد بود ومعمولا اشخاص عاقل، فعالیتی را که بیشتر از سودمند بودن، رنج آور باشد نمی توانند ادامه دهند .ما قصد نداریم با درد و رنج ویا  صدمه زدن به خود، به نتایج مطلوبمان برسیم.در این مورد به استراتژی های زیر دقت کنید:

استراتژی: گامهای کوچک بردارید.

در مطالعه ای در دانشگاه ایالت سانفرانسیسکو، محققان دریافتند که افراد شرکت کننده درمطالعه وقتی قدم به قدم و به تدریج به اهدافشان دست می یابند بسیار موفق تر هستند.رفتاری را که میخواهید تغییر دهید یادداشت کنید.سپس در مقابل آن درانتهای سمت چپ کاغذ ، هدف نهایی خود را بنویسید.بین این دو نوشته چهار خط بکشید و بین هر یک ،مراحل ترقی  که شما را به هدف نهایی نزدیک ترمی کنند یادداشت نمایید.

استراتژی:مراحل کار را ساده کنید.

روشهای تغییر اغلب دارای هیجانات و پیچیدگی های غیر ضروری هستند.در حالی که سادگی و سهولت سبب وضوح می شود.

استراتژی: برای مواجهه با مشکلات آماده و مهیا باشید.

به هر صورت در هر مسیری مشکلات وجود دارند. نباید انتظار داشت تمام موقعیت های مراحل تغییر، محض وکامل و بی عیب و نقص باشند.دکتر پاملا دانستون از دانشگاه کلمسون دریافت که طراحی رویه ها و روش های متفاوت انجام کار(رویه سازی)  می تواند یک استراتژی موثر باشد، تا در صورت بروز مشکل ، یک رویه جایگزین رویه ی دیگری شود.

 

قانون پنجم: آرامتر،آهسته تر، بهتر است.

هر چیز سرعت طبیعی خودش را دارد هرگاه این سرعت دستخوش تغییر شود، اتفاقات ناخوشایند رخ می دهد.

تغییر زمانی موثرتر خواهد بود که به آهستگی به وقوع بپیوندد به گونه ای که اجازه دهید رفتارها اتوماتیک شوند.

استراتژی های زیر را در نظر داشته باشید:

استراتژی:در مسیر تغییر خود، آرامش  برقرار کنید.

زندگی مانند یک رود خروشان است: اگر بگذارید آرام شود و گل و لای فرو بنشیند آب پاک و تمیز خواهد شد. در مورد تغییر نیز همینطور است.

استراتژی:قدر مسیر تغییر را بدانید و از آن لذت و بهره ببرید.

نویسنده، ارسولا لگوئین در جایی گفته است:"اینکه  پایانی برای راهمان وجود دارد بسیار زیبا و ارزشمند است اما آنچه که در نهایت دارای ارزش و اهمیت است، خود مسیر است، راهی که طی کرده ایم.".تصور نکنید که ناچارید مسیری سخت و دشوار را بپیمایید چرا که مسیر میتواند به همان اندازه که هدف ارزشمند است ، مفید و سودمند باشد.

 

قانون ششم:باید بیشتر بدانید تا بتوانید بهتر عمل کنید.

برای کسانی که در تلاش برای تغییرند،اتفاقات غافلگیر کننده، می توانند مصیبت بزرگی باشند.داشتن اطلاعات بیشتر در مورد مراحل کار ، به شما اجازه می دهد تا کنترل بیشتری روی آن داشته باشید.برای دانستن بیشتر در مورد کارتان، استراتژی های زیر را مرور کنید:

استراتژی: رفتارهای خود را کنترل و هدایت کنید.

بعضی از درمانگران روی آگاهی از رفتار جاری و رفتار دلخواه مورد نظربه يك ميزان تاكيد می کنند ،اما تحقیقات جدید پیشنهاد میکند که تنها آگاهی از نتایج رفتار جدید، کافی است.روي نتايج رفتار جديد دقت كنيد.با دو استراتژ‍ي زير مي توانيد رفتار تازه را بهتر كنترل و هدايت كنيد.

استراتژی:باز خوردها را پیدا کنید.

یک مطالعه انجام شده برای مجله بریتانیایی روانشناسی به این نتیجه رسید که بررسی انعکاس تجربیات شخصی روی دیگران کلیدی برای دستیابی به موفقیت در امر تغییر است. از آنجا که اصلاح یک رفتار و رسیدن به یک رفتار جدید دلالت بر این دارد که از دید اطرافیان، رفتار قبلی نادرست بوده است ، ممکن است ديدن بازخورد ناظران رفتار قبلی ، احساس نا خوشایندی در شما ايجاد كند.مثلا اگر زمانی با مردم بدرفتاری کرده باشید حالا که در حال تغییر هستید ممکن است با دیدن رفتار جدید شما بعضی ها بگویند:"از وقتی دیگه رفتارت احمقانه نيست، چه قدر حرف زدن با تو راحت تره!". پائول چاتز دکتر دانشگاه جورجیا پیشنهاد می کند که این اجازه را به مشاهده کنندگان بدهید ،سعي كنيد بازخوردها را ببینید و از دیدن آنها نگران نشوید.

استراتژی: درباره ی  نتیجه ی  کار خود اطلاع  کسب کنید.

موفقیت ارضاء کننده است و اگر بدانید چرا پیشرفت کرده یا شکست خورده اید استراتژی های مشابه می توانند در هنگام تغییر رفتارهای دیگر نیز به کار گرفته شوند.

 

 

قانون هفتم: تغییر، به ساختار احتیاج دارد.

بسیاری از مردم وجود ساختار را محدود کننده و دست و پا گیر می دانند،چیزی که مانع خلاقیت میشود.در عین  حالیکه ابتکار و یا گاهی اتفاقات ناگهانی  ممکن است برای برخی از فعالیت ها جالب و حتی  مفید واقع شود، درمورد تغییر،به طور حتم ، کار شکن و مخرب  خواهد بود.در تغییر، مسلما نیازمند ساختار خواهید بود.

استراتژی:مشخص کنید که چه چیزی موثر و کارآمد است.

تمام فعالیتها و موضوعاتی را که میتوانید برای دستیابی به هدف خود به کار بگیرید، اعم از مفید یا مضر و یا بی اثر ، طبقه بندی کنید.موارد مضر را حذف کنید،موارد خنثی یا بی اثر را به موارد مثبت و موثر بدل کنید و موارد مثبت را حفظ کرده و تقویت نمایید.

استراتژی: برنامه و هدف خود را به صورت منظم بازبینی کنید.

هر روز بررسی کنید که چرا و چگونه در حال تغییر هستید و عواقب و پی آمدهای پیروزی و شکست را مرور نمایید.تحقیقات انجام شده توسط پروفسور روانشناس دانیل ویلینگهام از دانشگاه ویرجینیا نشان داد تکرار و مرور هدف ها احتمال موفقیت را افزایش می دهد.

استراتژی:وقایع را به طور منطقی بچینید.

طبق گفته پروفسور روانشناس دکتر ریچارد فاکس از دانشگاه ایالتی پن در هاریسبرگ، این که وقایع مرتبط با یادگیری یک رفتار جدید را به ترتیب زمان انجام و یا میزان سختی آن به دنبال هم بچینیم، بسیار مهم است.

 

قانون هشتم:  شما نیاز به تمرین و ممارست بسیار دارید.

مطالعه ای بر روی تغییر خودآگاه که اخیرا درجورنال روانشناسی  بریتانیا منتشر شده است، این موضوع را مطرح می کند که تمرین یک رهیافت کلیدی دیگر برای تغییر است. من به این نتیجه رسیده ام که در نظر نگرفتن این مورد یکی از عوامل عمده شکست در مسیر تغییر است.تمرین سبب می شود که رفتار جدید به شکل اتوماتیک بخشی از هویت ما شود.به دو استراتژی زیر توجه کنید:

استراتژی:از دوستان و نزدیکان کمک بگیرید.

تمامی رفتارها به تنهایی توسط خودتان قابل ممارست و یادگیری نیستند.گاهی اوقات خوب است که ازیک دوست مورد اطمینا ن کمک بخواهید.

استراتژی:رفتار جدید را در شرایط و محیط های متعدد و متفاوت ، تمرین کنید.

اگر می خواهید رفتار یا عادت جدیدی را در محیط های متفاوتی به کار گیرید، این رفتار را در همان شرایط خاص و یا در شرایط مشابه تمرین کنید.این مساله را به دقت مد نظر قرار دهید:"عمومیت بخشیدن"، این مسئله ای است که دو دکتر روانشناس تی اف استاکس ودی ام بیر به عنوان یک مورد بحرانی در حفظ رفتار جدید ، دریافته اند.

 

 

قانون نهم: باید از رفتارهای تازه مراقبت کنید.

رفتارهای جدید حتی وقتی که به آرامی شکل گیرند، شکننده و آسیب پذیرند و در صورتی که محافظت نشوند از دست خواهند رفت. از استراتژی های زیر برای مراقبت از آنها کمک بگیرید:

استراتژی: محیط پیرامون خود را کنترل کنید.

مصادرات محیطی ، نظیر شایعات و میزان آگاهی شما ممکن است با یادگیری رفتار جدید تداخل ایجاد کنند.پس از شناخت آن چه که به شما کمک می کند و آنچه مانع پیشرفت شماست، موارد کمک کننده را افزایش داده و موانع راه را حذف نمایید.

استراتژی:از روشهای کمکی برای به حافظه سپردن رفتار جدید،کمک بگیرید.

از آنجا که رفتار جدید نه اتومات است و نه مانوس وآشنا، به سادگی ممکن است فراموش شود.هر چه که به حافظه برای یادآوری رفتار جدید کمک کند، می تواند مفید باشد.

 

قانون دهم: روی موفقیتهای کوچک تمرکز کنید.

متاسفانه طراحی برای موفقیت های بزرگ اغلب منجر به شکست می شوند.به جای آن بهتر است که روی یک سری از موفقیتهای کوچک تمرکز کنید تا در نهایت شما را به یک موفقیت بزرگ رهنمون سازد.هر موفقیت کوچک اعتبار شما را بیشتر و بیشتر تثبیت و تقویت خواهد کرد ولی یک شکست بزرگ آنرا ویران خواهد نمود.

استراتژی:برای موفقیت خود نقشه بکشید.

به هر مرحله به عنوان یک عملیات جداگانه نگاه کنید و برای رسیدن به هر نقطه نقشه ای طراحی کنید تا اینکه در نهایت به هدف پایانی خود برسید.

 

روند تغییر از آنچه هستید، به آنچه دوست دارید و می خواهید باشید ،میتواند سخت و ترسناک باشد و یا اینکه آسان و مفید و سودمند و حتی لذت بخش.تلاش و فعالیت مورد نیاز در هر یک از این دو مسیر یکیست، چه به رفتار نادرست ادامه دهید و چه شروع به ایجاد تغییر نمایید. نیرویی که برای ادامه رفتار نادرست مصرف می کنید، چه بسا بیشتر از نیرویی باشد که می توانید در جهت تغییر رفتار خود صرف نمایید. در نهایت انتخاب با شماست که کدام یک را برگزینید.

 

ترجمه :میمنت خراسانی

منبع: سایت یاهو

 

 

 

ادامه مطلب از صفحه اصلی

قانون اول: تمامی رفتارها و عادات ما، مرکب از چند جزء هستند.

 تحقیقات انجام شده  توسط دکتر روانشناس " جیمز پروچاسکا"، متخصص معروف جهانی در موضوع " تغییر طرح ریزی شده" ، به دفعات نشان داده است که تغییر، فرآیندی است که به صورت مرحله به مرحله انجام میشود.

برای افزایش احتمال موفقیت در تغییر، رفتار مورد نظر را به بخشهای مجزای متوالی تقسیم کنید.

استراتژی: رفتار را به بخشهای مجزا تجزیه و تفکیک کنید.

تقریبا تمامی رفتارها قابل شکسته شدن و تقسیم شدن هستند.رفتار مورد نظرتان را به بخشهای کوچکتر (ولی کامل)  تجزیه کنید.

 

قانون دوم: تغییر باعث احساس ترس و هراس می شود.

معمولا همه ی ما به طور طبیعی در برابر تغییر مقاومت می کنیم، اما این ترس از تغییر - صرف نظر از اینکه عادات یا رفتارهای ما تا چه اندازه بد یا غلط باشند- نتیجه ای جز چسبیدن به رفتار نادرست و ادامه دادن آن نخواهد داشت .اگر به عواقب رفتار بیندیشیم، می بینیم عواقب رفتار غلط چه بسا هراس انگیز تر از اعمال تغییر است.با عمل به استراتژی های زیر با ترس مبارزه کنید.

استراتژی: نتایج و پی آمدهای رفتار را بسنجید.

تمامی نتایج و پی آمدهای ممکن برای رفتار مورد نظر خود را مقایسه کنید ، وضعیت فعلی خود را و رفتار یا وضعیت دلخواهی که به دنبال رسیدن به آن هستید.اگررفتار جدید نتایج مثبت بیشتری به همراه دارد پس ترس شما از وضعیت تازه دلیلی ندارد.

 استراتژی : ناظران را برای دیدن تغییر رفتارتان به مرور آماده کنید.

رفتارهای جدید ممکن است ناظران را متعجب کرده یا بترساند. پس دقت کنید که تغییر رفتار را به آرامی اعمال کنید.

استراتژی: واقع بین باشید.

مسلما اهداف غیرواقعی ترس را افزایش می دهند،چون تحقق آنها به احتمال قریب به یقین نا ممکن است .ترس و واهمه احتمال شکست را بالا می برد،.پس واقع بین باشید.اگر سعی کنید ریشه رفتار را پیدا کنید، واقع بینانه تر با آن برخورد خواهید کرد.

 

قانون سوم:در روند تغییر،همه چیز باید مثبت باشد.

همانطور که تحقیقات اخیر نشان میدهند، برای ایجاد تغییر دائمی و موثر، تشویق و تجدید قوا-(هرگز تنبیه را به کار نبرید)-ضروری است. تشویق ممکن است  درونی یا بیرونی و یا حتی خارج از محدوده رفتار مورد نظرو بدون ارتباط مستقیم با آن باشد. طبق نظر دکتر کارول سانسون پروفسور روانشناس از دانشگاه یوتاه ، به عنوان مثال خرید هدیه برای خود می تواند یک نوع تشویق مناسب باشد. پس برای آنکه در روند تغییر همه چیز مثبت  باشد، استراتژی های زیر را مد نظر قرار دهید:

استراتژی: از فعالیت خود در راه تغییر لذت ببرید.

برای اینکار هر عملی را که در مسیر تغییر انجام می دهید، تبدیل به یک فعالیت لذت بخش کنید.دقت کنید که حتی فعالیتهای جنبی مربوط به رفتارمورد نظرنیز، می تواند لذت بخش باشد، سعی کنید از آنها لذت ببرید.

استراتژی: نتایج  کارتان را تحسین کنید.

فعالیتی که نتیجه نهایی آن رضایت یا تحسینی به دنبال ندارد نمی تواند لذت بخش باشد.به عنوان مثال من از نظافت آشپزخانه بیزارم اما این کار را انجام می دهم چون از تماشای یک آشپزخانه تمیز لذت می برم.پس نتیجه تحسین برانگیز کارم، جنبه های مثبت تغییر را تقویت خواهد کرد.

استراتژی: به خودتان پاداش بدهید.

پاداش ها و تشویق های فرعی و نا مربوط  پاداشهایی هستند که مستقیما به خود فعالیت یا تکمیل آن مرتبط نمی شوند.یک کارگر ممکن است از کار روزانه در کارخانه ناراضی باشد ولی برای دریافت یک مزد خوب به کار ادامه میدهد.پاداشهای فرعی را نیز مد نظر بگیرید.

مثلا ممکن است شما برای وقت شناس شدن در حال تمرین باشید و به عنوان تشویق هر بار که به هدف نزدیکتر می شوید مبلغی پول را به عنوان جایزه در قلکی که مربوط به هزینه های یک سفر دلخواه یا خرید یک وسیله جالب تهیه کرده اید، بریزید.

 

قانون چهارم: فراموش نکنید که : بودن، ساده تر از  شدن است.

در کلاس کاراته من که 20 نفر شاگرد در آن شرکت داشتند استاد در بین دستورات و تمرینات طاقت فرسا فریاد می زد:  "نا برده رنج ،گنج میسر نمی شود.". پس از چهار هفته تنها سه شاگرد در کلاس  باقی ماندند!

تغییراگر نامساعد باشد،بیشتر صدمه زننده خواهد بود ومعمولا اشخاص عاقل، فعالیتی را که بیشتر از سودمند بودن، رنج آور باشد نمی توانند ادامه دهند .ما قصد نداریم با درد و رنج ویا  صدمه زدن به خود، به نتایج مطلوبمان برسیم.در این مورد به استراتژی های زیر دقت کنید:

استراتژی: گامهای کوچک بردارید.

در مطالعه ای در دانشگاه ایالت سانفرانسیسکو، محققان دریافتند که افراد شرکت کننده درمطالعه وقتی قدم به قدم و به تدریج به اهدافشان دست می یابند بسیار موفق تر هستند.رفتاری را که میخواهید تغییر دهید یادداشت کنید.سپس در مقابل آن درانتهای سمت چپ کاغذ ، هدف نهایی خود را بنویسید.بین این دو نوشته چهار خط بکشید و بین هر یک ،مراحل ترقی  که شما را به هدف نهایی نزدیک ترمی کنند یادداشت نمایید.

استراتژی:مراحل کار را ساده کنید.

روشهای تغییر اغلب دارای هیجانات و پیچیدگی های غیر ضروری هستند.در حالی که سادگی و سهولت سبب وضوح می شود.

استراتژی: برای مواجهه با مشکلات آماده و مهیا باشید.

به هر صورت در هر مسیری مشکلات وجود دارند. نباید انتظار داشت تمام موقعیت های مراحل تغییر، محض وکامل و بی عیب و نقص باشند.دکتر پاملا دانستون از دانشگاه کلمسون دریافت که طراحی رویه ها و روش های متفاوت انجام کار(رویه سازی)  می تواند یک استراتژی موثر باشد، تا در صورت بروز مشکل ، یک رویه جایگزین رویه ی دیگری شود.

 

قانون پنجم: آرامتر،آهسته تر، بهتر است.

هر چیز سرعت طبیعی خودش را دارد هرگاه این سرعت دستخوش تغییر شود، اتفاقات ناخوشایند رخ می دهد.

تغییر زمانی موثرتر خواهد بود که به آهستگی به وقوع بپیوندد به گونه ای که اجازه دهید رفتارها اتوماتیک شوند.

استراتژی های زیر را در نظر داشته باشید:

استراتژی:در مسیر تغییر خود، آرامش  برقرار کنید.

زندگی مانند یک رود خروشان است: اگر بگذارید آرام شود و گل و لای فرو بنشیند آب پاک و تمیز خواهد شد. در مورد تغییر نیز همینطور است.

استراتژی:قدر مسیر تغییر را بدانید و از آن لذت و بهره ببرید.

نویسنده، ارسولا لگوئین در جایی گفته است:"اینکه  پایانی برای راهمان وجود دارد بسیار زیبا و ارزشمند است اما آنچه که در نهایت دارای ارزش و اهمیت است، خود مسیر است، راهی که طی کرده ایم.".تصور نکنید که ناچارید مسیری سخت و دشوار را بپیمایید چرا که مسیر میتواند به همان اندازه که هدف ارزشمند است ، مفید و سودمند باشد.

 

قانون ششم:باید بیشتر بدانید تا بتوانید بهتر عمل کنید.

برای کسانی که در تلاش برای تغییرند،اتفاقات غافلگیر کننده، می توانند مصیبت بزرگی باشند.داشتن اطلاعات بیشتر در مورد مراحل کار ، به شما اجازه می دهد تا کنترل بیشتری روی آن داشته باشید.برای دانستن بیشتر در مورد کارتان، استراتژی های زیر را مرور کنید:

استراتژی: رفتارهای خود را کنترل و هدایت کنید.

بعضی از درمانگران روی آگاهی از رفتار جاری و رفتار دلخواه مورد نظربه يك ميزان تاكيد می کنند ،اما تحقیقات جدید پیشنهاد میکند که تنها آگاهی از نتایج رفتار جدید، کافی است.روي نتايج رفتار جديد دقت كنيد.با دو استراتژ‍ي زير مي توانيد رفتار تازه را بهتر كنترل و هدايت كنيد.

استراتژی:باز خوردها را پیدا کنید.

یک مطالعه انجام شده برای مجله بریتانیایی روانشناسی به این نتیجه رسید که بررسی انعکاس تجربیات شخصی روی دیگران کلیدی برای دستیابی به موفقیت در امر تغییر است. از آنجا که اصلاح یک رفتار و رسیدن به یک رفتار جدید دلالت بر این دارد که از دید اطرافیان، رفتار قبلی نادرست بوده است ، ممکن است ديدن بازخورد ناظران رفتار قبلی ، احساس نا خوشایندی در شما ايجاد كند.مثلا اگر زمانی با مردم بدرفتاری کرده باشید حالا که در حال تغییر هستید ممکن است با دیدن رفتار جدید شما بعضی ها بگویند:"از وقتی دیگه رفتارت احمقانه نيست، چه قدر حرف زدن با تو راحت تره!". پائول چاتز دکتر دانشگاه جورجیا پیشنهاد می کند که این اجازه را به مشاهده کنندگان بدهید ،سعي كنيد بازخوردها را ببینید و از دیدن آنها نگران نشوید.

استراتژی: درباره ی  نتیجه ی  کار خود اطلاع  کسب کنید.

موفقیت ارضاء کننده است و اگر بدانید چرا پیشرفت کرده یا شکست خورده اید استراتژی های مشابه می توانند در هنگام تغییر رفتارهای دیگر نیز به کار گرفته شوند.

 

 

قانون هفتم: تغییر، به ساختار احتیاج دارد.

بسیاری از مردم وجود ساختار را محدود کننده و دست و پا گیر می دانند،چیزی که مانع خلاقیت میشود.در عین  حالیکه ابتکار و یا گاهی اتفاقات ناگهانی  ممکن است برای برخی از فعالیت ها جالب و حتی  مفید واقع شود، درمورد تغییر،به طور حتم ، کار شکن و مخرب  خواهد بود.در تغییر، مسلما نیازمند ساختار خواهید بود.

استراتژی:مشخص کنید که چه چیزی موثر و کارآمد است.

تمام فعالیتها و موضوعاتی را که میتوانید برای دستیابی به هدف خود به کار بگیرید، اعم از مفید یا مضر و یا بی اثر ، طبقه بندی کنید.موارد مضر را حذف کنید،موارد خنثی یا بی اثر را به موارد مثبت و موثر بدل کنید و موارد مثبت را حفظ کرده و تقویت نمایید.

استراتژی: برنامه و هدف خود را به صورت منظم بازبینی کنید.

هر روز بررسی کنید که چرا و چگونه در حال تغییر هستید و عواقب و پی آمدهای پیروزی و شکست را مرور نمایید.تحقیقات انجام شده توسط پروفسور روانشناس دانیل ویلینگهام از دانشگاه ویرجینیا نشان داد تکرار و مرور هدف ها احتمال موفقیت را افزایش می دهد.

استراتژی:وقایع را به طور منطقی بچینید.

طبق گفته پروفسور روانشناس دکتر ریچارد فاکس از دانشگاه ایالتی پن در هاریسبرگ، این که وقایع مرتبط با یادگیری یک رفتار جدید را به ترتیب زمان انجام و یا میزان سختی آن به دنبال هم بچینیم، بسیار مهم است.

 

قانون هشتم:  شما نیاز به تمرین و ممارست بسیار دارید.

مطالعه ای بر روی تغییر خودآگاه که اخیرا درجورنال روانشناسی  بریتانیا منتشر شده است، این موضوع را مطرح می کند که تمرین یک رهیافت کلیدی دیگر برای تغییر است. من به این نتیجه رسیده ام که در نظر نگرفتن این مورد یکی از عوامل عمده شکست در مسیر تغییر است.تمرین سبب می شود که رفتار جدید به شکل اتوماتیک بخشی از هویت ما شود.به دو استراتژی زیر توجه کنید:

استراتژی:از دوستان و نزدیکان کمک بگیرید.

تمامی رفتارها به تنهایی توسط خودتان قابل ممارست و یادگیری نیستند.گاهی اوقات خوب است که ازیک دوست مورد اطمینا ن کمک بخواهید.

استراتژی:رفتار جدید را در شرایط و محیط های متعدد و متفاوت ، تمرین کنید.

اگر می خواهید رفتار یا عادت جدیدی را در محیط های متفاوتی به کار گیرید، این رفتار را در همان شرایط خاص و یا در شرایط مشابه تمرین کنید.این مساله را به دقت مد نظر قرار دهید:"عمومیت بخشیدن"، این مسئله ای است که دو دکتر روانشناس تی اف استاکس ودی ام بیر به عنوان یک مورد بحرانی در حفظ رفتار جدید ، دریافته اند.

 

 

قانون نهم: باید از رفتارهای تازه مراقبت کنید.

رفتارهای جدید حتی وقتی که به آرامی شکل گیرند، شکننده و آسیب پذیرند و در صورتی که محافظت نشوند از دست خواهند رفت. از استراتژی های زیر برای مراقبت از آنها کمک بگیرید:

استراتژی: محیط پیرامون خود را کنترل کنید.

مصادرات محیطی ، نظیر شایعات و میزان آگاهی شما ممکن است با یادگیری رفتار جدید تداخل ایجاد کنند.پس از شناخت آن چه که به شما کمک می کند و آنچه مانع پیشرفت شماست، موارد کمک کننده را افزایش داده و موانع راه را حذف نمایید.

استراتژی:از روشهای کمکی برای به حافظه سپردن رفتار جدید،کمک بگیرید.

از آنجا که رفتار جدید نه اتومات است و نه مانوس وآشنا، به سادگی ممکن است فراموش شود.هر چه که به حافظه برای یادآوری رفتار جدید کمک کند، می تواند مفید باشد.

 

قانون دهم: روی موفقیتهای کوچک تمرکز کنید.

متاسفانه طراحی برای موفقیت های بزرگ اغلب منجر به شکست می شوند.به جای آن بهتر است که روی یک سری از موفقیتهای کوچک تمرکز کنید تا در نهایت شما را به یک موفقیت بزرگ رهنمون سازد.هر موفقیت کوچک اعتبار شما را بیشتر و بیشتر تثبیت و تقویت خواهد کرد ولی یک شکست بزرگ آنرا ویران خواهد نمود.

استراتژی:برای موفقیت خود نقشه بکشید.

به هر مرحله به عنوان یک عملیات جداگانه نگاه کنید و برای رسیدن به هر نقطه نقشه ای طراحی کنید تا اینکه در نهایت به هدف پایانی خود برسید.

 

روند تغییر از آنچه هستید، به آنچه دوست دارید و می خواهید باشید ،میتواند سخت و ترسناک باشد و یا اینکه آسان و مفید و سودمند و حتی لذت بخش.تلاش و فعالیت مورد نیاز در هر یک از این دو مسیر یکیست، چه به رفتار نادرست ادامه دهید و چه شروع به ایجاد تغییر نمایید. نیرویی که برای ادامه رفتار نادرست مصرف می کنید، چه بسا بیشتر از نیرویی باشد که می توانید در جهت تغییر رفتار خود صرف نمایید. در نهایت انتخاب با شماست که کدام یک را برگزینید.

 

ترجمه :میمنت خراسانی

منبع: سایت یاهو

 

.Copyright(c)2009 , All rights reserved for rawshan co
طراحی و اجرا پورتال و بهینه سازی (سئو) : شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات راهبر